4P یک “آمیخته بازاریابی” است که از چهار عنصر کلیدی – محصول، قیمت، مکان و تبلیغ – تشکیل شده است که هنگام بازاریابی یک محصول یا خدمات استفاده می شود. به طور معمول، بازاریابان و کسبوکارهای موفق، هنگام ایجاد طرحها و استراتژیهای بازاریابی برای بازاریابی مؤثر برای مخاطبان هدف، 4P را در نظر میگیرند. اگرچه بسیاری دیگر از “آمیخته های بازاریابی” وجود دارد، چهار P رایج ترین و اساسی ترین برای ایجاد یک استراتژی بازاریابی موفق هستند.

4P بازاریابی(آمیخته بازاریابی) چیست؟
آمیخته بازاریابی یا marketing mix مفهومی است که گفته میشود توسط پروفسور نیل اچ. بوردن، که در مورد مفهوم «جیمز کالیتون» مبنی بر اینکه مدیران کسب و کار ترکیب کننده مواد هستند، ایجاد شده است.
اجزای تشکیل دهنده ویژگیها و شیوههای بازاریابی متفاوت هستند. marketing mix بعداً توسط پروفسور و نویسنده، جروم مک کارتی، اصلاح شد تا به طور خاص چهار جزء کلیدی را شامل شود:
- محصول (Product)
- قیمت (Price)
- مکان (Place)
- تبلیغات (Promotion)
این چهار جز همان 4p هستند که میخواهیم با هم آنرا بررسی کنیم.
1. محصول (Product)
محصول، کالا یا خدماتی است که برای مخاطب هدف بازاریابی می شود.
به طور کلی، محصولات موفق نیازی را که در حال حاضر در بازار برآورده نشده است، برآورده می کنند یا تجربه جدیدی را برای مشتری ارائه می دهند که تقاضا را ایجاد می کند. به عنوان مثال، آیفون نیاز بازار را برای دستگاهی ساده که تلفن را با آیپد جفت میکرد، برطرف کرد و اسنپ تجربهی سفر ساده و بدون دردسر با .
همانطور که روی محصول خود کار می کنید، ضروری است که مشتریان بالقوه را در مخاطبان هدف خود و نیازهای منحصر به فرد آنها در نظر بگیرید. برخی از سوالاتی که هنگام کار بر روی یک محصول باید در نظر گرفته شوند عبارتند از:
- محصول شما چیست؟
- محصول شما چه کاری انجام می دهد؟ آیا محصول نیازهای برآورده نشده را برآورده می کند یا تجربه جدیدی را ارائه می دهد؟
- مخاطبان محصول شما چه کسانی هستند؟
- محصول شما چه تفاوتی با آنچه دیگران ارائه می دهند دارد؟
2. قیمت (Price)
قیمت هزینه یک محصول یا خدمات است.
هنگام بازاریابی یک محصول یا خدمات، مهم است که قیمتی را انتخاب کنید که به طور همزمان در دسترس بازار هدف باشد و اهداف تجاری را برآورده کند. مدلهای مختلف قیمتگذاری میتوانند تأثیر قابلتوجهی بر موفقیت کلی یک محصول داشته باشند. به عنوان مثال، اگر قیمت محصول خود را برای مخاطبان هدف خود بسیار بالا میبینید، احتمالا تعداد کمی از آنها آن را خریداری خواهند کرد. به طور مشابه، اگر قیمت محصول خود را خیلی پایین بیاورید، برخی ممکن است صرفاً به این دلیل که نگران هستند که کیفیت پایینتری داشته باشد و حاشیه سود بالقوه شما را کاهش دهد، آن را از دست میدهند.
برای شناسایی یک قیمت موفق، باید به طور کامل مخاطبان هدف خود و تمایل آنها به پرداخت برای محصول خود را درک کنید. برخی از سوالاتی که ممکن است هنگام بررسی قیمت محصول خود از خود بپرسید عبارتند از:
- محدوده قیمتی رقبای محصول شما چقدر است؟
- محدوده قیمتی مخاطبان هدف شما چقدر است؟
- چه قیمتی برای مخاطبان شما زیاد است؟ چه قیمتی خیلی پایینه؟
- چه قیمتی با بازار هدف شما مناسب تر است؟
3. مکان (Place)
مکان جایی است که شما محصول خود را می فروشید و کانال های توزیعی که برای رساندن آن به مشتری استفاده می کنید.
مانند قیمت، پیدا کردن مکان مناسب برای بازاریابی و فروش محصول شما کلید دستیابی به مخاطبان هدف شما است. اگر محصول خود را در مکانی قرار دهید که مشتری هدف شما از آن بازدید نمی کند – چه در حالت آنلاین و چه آفلاین – احتمالاً به هدف فروش خود نخواهید رسید. مکان مناسب می تواند به شما کمک کند با مخاطبان هدف خود ارتباط برقرار کنید و شما را برای موفقیت آماده کنید.
به عنوان مثال، تصور کنید در حال فروش یک کفش ورزشی هستید که طراحی کرده اید. بازار هدف شما ورزشکارانی هستند که در اوایل بیست سالگی تا اواخر سی سالگی زندگی می کنند، بنابراین تصمیم می گیرید محصول خود را در نشریات ورزشی بازاریابی کنید و آن را در فروشگاه های تخصصی دو و میدانی بفروشید. با تمرکز بر فروشگاههای ورزشی بیش از فروشگاههای کفش به طور کلی، تلاشهای خود را در مکان خاصی هدف قرار میدهید که به بهترین وجه متناسب با آمیخته بازاریابی شما باشد.
برای تصمیم گیری در مورد بهترین مکان برای بازاریابی و فروش محصول خود، باید در مورد مکان های فیزیکی یا کانال های دیجیتالی که مخاطبان هدف شما اطلاعات خرید و مصرف می کنند تحقیق کنید. برخی از سوالاتی که باید در نظر گرفته شوند عبارتند از:
- محصول خود را کجا می فروشید؟
- مخاطبان هدف شما از کجا خرید می کنند؟
- کدام کانال های توزیع برای دستیابی به بازار هدف شما بهترین هستند؟
4. تبلیغات (Promotion)
ترفیع نحوه تبلیغ محصول یا خدمات خود است. از طریق فعالیت های تبلیغاتی، با یک کمپین بازاریابی موثر که با مخاطبان هدف شما طنین انداز می شود، کلمه محصول خود را به اطلاع خواهید رساند.
راه های مختلفی برای تبلیغ محصول شما وجود دارد. برخی از روشهای سنتی شامل تبلیغات دهان به دهان، تبلیغات چاپی و تبلیغات تلویزیونی است. در عصر دیجیتال، می توانید کمپین های بازاریابی آنلاین برای تبلیغ محصول خود با استفاده از بازاریابی محتوا ، بازاریابی ایمیلی ، تبلیغات نمایشی و بازاریابی رسانه های اجتماعی ایجاد کنید .
برخی از سوالاتی که باید در حین کار بر روی تبلیغ محصول خود در نظر بگیرید عبارتند از:
- بهترین زمان برای دستیابی به مخاطبان هدف چه زمانی است؟
- کدام کانال های بازاریابی برای مخاطبان هدف شما موثرتر هستند؟
- چه پیام های بازاریابی بیشتر با مخاطب هدف شما طنین انداز می شود؟
- چه رویکردهای تبلیغاتی برای مخاطبان هدف شما متقاعد کننده تر است؟
سایر آمیخته های بازاریابی
چهار P تنها آمیخته بازاریابی امروزی نیستند. برخی دیگر از آمیخته های بازاریابی مدرن شامل پنج P، هفت P و 5 C هستند. اگرچه هر کدام جنبههای خاصی از چهار P را منعکس میکنند، اما دارای عناصر منحصربهفردی هستند که تاکید آنها بر فرآیند بازاریابی را تغییر میدهد.
5P
پنج P عبارتند از محصول(Product)، قیمت(Price)، مکان(Place)، تبلیغات(Promotion) و افراد (People) .
امروزه، بسیاری از بازاریابان از پنج P بر روی چهار P استفاده می کنند، زیرا آنها تجربیات مشتریان و کارکنان را در فرآیند بازاریابی متمرکز می کنند. ملاحظات معمولی شامل نحوه رفتار مشتری، تجربه محصول و رضایت کلی از تجارت است.
7P

هفت P عبارتند از محصول، قیمت، مکان، تبلیغ، افراد، فرآیندها(Processes) و شواهد فیزیکی(physical evidence) .
هفت P توضیح بیشتری از پنج P است و ملاحظاتی را در مورد فرآیندهایی که تجربه مشتری را تعریف می کند و شواهد فیزیکی که بازار هدف برای تبدیل شدن به مشتری باید ببیند را اضافه می کند. در حالی که فرآیندها ممکن است شامل فرآیندهای خدمات مشتری خاصی باشد که یک محصول را تعریف میکند، شواهد فیزیکی میتواند وبسایتها یا نمایشهای فروشگاهی باشد که به بازار هدف کمک میکند خود را از محصول تصور کند.
5C
5C عبارتند از مشتری(Customer)، شرکت(Company)، رقابت(Competition)، همکاران(collaborators) و اقلیم(climate).
از برخی جهات، 5C منعکس کننده بسیاری از نگرانی های یکسان چهار و پنج P هستند، اما با تاکید بیشتر بر عوامل خارجی، مانند همکاری های ممکن بیرونی و تحقیقات رقابتی.

علاوه بر این، در حالی که “اقلیم” به زمینه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیرامون بازار اشاره دارد، “مشتری” به بازار هدف و تجربه مشتری اشاره دارد. در این میان، “شرکت” به جایگاه شرکت و منابع در دسترس آنها در فرآیند بازاریابی اشاره دارد.