در اکوسیستم استارتاپی ایران، کمتر حوزهای به اندازه سلامت و سبک زندگی، هم تقاضای پنهان بزرگ دارد و هم مقاومت رفتاری بالا. اپلیکیشن کرفس دقیقاً در همین نقطه شکل گرفت؛ جایی که نیاز به کاهش وزن و بهبود سبک زندگی وجود دارد، اما پایبندی به رژیم غذایی و تغییر رفتار سخت است.
بنیانگذار کرفس، حمید رفیعیان، این محصول را با درک یک مسئله ساده اما عمیق شکل داد:
ایرانیها برای کاهش وزن یا باید به رژیمهای کاغذی و مشاورههای سنتی متکی باشند، یا از اپلیکیشنهای خارجی استفاده کنند که نه پایگاه داده غذایی بومی دارند و نه با فرهنگ غذایی ایران همخوانی دارند. این خلأ، همان فرصت بازار بود.
داستان شکلگیری؛ از یک مسئله شخصی تا یک بازار مقیاسپذیر
شروع کرفس از یک مسئله واقعی بود: نیاز به کنترل وزن با ابزار دیجیتال بومی. تیم اولیه با مدیریت حمید رفیعی متوجه شد که کالریشماری اگرچه در دنیا یک مفهوم قدیمی است، اما در ایران دیتابیس غذایی استاندارد و دقیق برای غذاهای محلی وجود ندارد. بنابراین مزیت اولیه کرفس نه طراحی، نه تبلیغات، بلکه ساخت یک زیرساخت دادهای بومی بود.

این تصمیم استراتژیک، نقطه تمایز مهمی ایجاد کرد.
در بازار دیجیتال، هرجا داده بومی وجود نداشته باشد، بازیگر خارجی مزیت دارد. اما وقتی داده بومی و فرهنگی وارد میشود، مزیت به بازیگر داخلی منتقل میشود.
کرفس دقیقاً همین کار را کرد.
تحلیل مدل کسبوکار؛ چرا کرفس صرفاً یک کالریشمار نیست؟
در ظاهر، مدل درآمدی کرفس اشتراکی (Subscription) است. اما در لایه عمیقتر، این یک کسبوکار مبتنی بر تغییر رفتار (Behavior Change Business) است.
تغییر رفتار سه مؤلفه کلیدی دارد:
- انگیزه
- توانایی
- محرک (Trigger)
کرفس هر سه را در طراحی محصول وارد کرده:
- انگیزه: چالشهای گروهی، نمایش پیشرفت، نتایج واقعی
- توانایی: دیتابیس ساده، ثبت سریع غذا
- محرک: نوتیفیکیشن، یادآوری، گزارش روزانه
این یعنی طراحی محصول بر پایه روانشناسی رفتار، نه صرفاً فناوری.
استراتژی ورود به بازار؛ تمرکز دقیق روی یک پرسونای مشخص
بررسی رفتار کاربران نشان میدهد بخش عمده کاربران کرفس زنان ۲۰ تا ۳۵ ساله هستند. این انتخاب تصادفی نیست. از منظر STP (بخشبندی، هدفگذاری، جایگاهیابی):
- بخشبندی: افراد دارای دغدغه وزن و سلامت
- هدفگذاری: زنان جوان شهری آشنا با خرید دیجیتال
- جایگاهیابی: «همراه قابل اعتماد برای کاهش وزن اصولی»
کرفس تلاش نکرد برای همه باشد. این یکی از مهمترین تصمیمهای استراتژیک آن بود.
مزیت رقابتی؛ چرا اپهای خارجی نتوانستند بازار را بگیرند؟
اگر اپهایی مثل MyFitnessPal را معیار جهانی بدانیم، سؤال این است:
چرا کاربران ایرانی به سراغ نسخههای خارجی نرفتند؟
پاسخ در سه سطح است:
۱. بومیسازی واقعی
غذاهای ایرانی، واحدهای اندازهگیری رایج، سبک آشپزی محلی.
۲. زبان ارتباطی
لحن صمیمی و قابلفهم، نه ترجمه خشک پزشکی.
۳. قیمتگذاری متناسب با قدرت خرید داخلی
مدل اشتراک با تخفیفهای دورهای که مانع پرداخت را کاهش میدهد.

تحلیل دادههای کاربران
بر اساس گزارشها، کرفس طی سالهای اخیر:
- سهم قابلتوجهی از زنان (بیش از ۸۰٪) در میان کاربران دارد
- بخش عمده کاربران را جوانان ۱۸ تا ۳۵ تشکیل میدهند
- رشد فروش اشتراک در سال اخیر بیش از ۸۲٪ بوده است
این آمار نشان میدهد محصول توانسته نیاز واقعی بازار هدف — یعنی زنانی که به تناسب اندام اهمیت میدهند — را رهگیری و پوشش دهد، و با افزایش رضایت و نتایج ملموس، مسیر رشد شعبههای پولی را توسعه دهد.
تحلیل رشد؛ چرا کرفس توانست مقیاس بگیرد؟
رشد کرفس را میتوان در سه مرحله دید:
مرحله اول: تمرکز بر هسته محصول
ساخت دیتابیس قوی و دقیق.
مرحله دوم: ایجاد جامعه کاربری
چالشها، شبکههای اجتماعی، محتوای آموزشی.
مرحله سوم: تبدیل به پلتفرم سبک زندگی
افزودن برنامههای تخصصی، فستینگ، رژیمهای هدفمند.
این سیر نشان میدهد کرفس صرفاً یک ابزار نبوده؛ بلکه به سمت پلتفرم رفتار سالم حرکت کرده است.
چالشهای آینده؛ بازی هنوز تمام نشده
۱. رقابت اپهای جدید با هوش مصنوعی
۲. ورود سرویسهای مربی آنلاین
۳. اتصال به گجتهای پوشیدنی
۴. اثبات علمی نتایج در مقیاس گسترده
اگر کرفس بتواند دادههای رفتاری کاربران را به مدلهای هوشمند شخصیسازی تبدیل کند، وارد فاز جدیدی از رشد میشود.
جمعبندی استراتژیک
کرفس نمونهای از یک استارتاپ است که:
- مسئله واقعی را شناسایی کرد
- مزیت بومی ساخت
- بر یک پرسونای مشخص تمرکز کرد
- مدل اشتراکی پایدار طراحی کرد
- و رفتار کاربر را در مرکز محصول قرار داد
در نهایت، کرفس نشان میدهد در بازار ایران، هرجا داده بومی + درک فرهنگی + طراحی رفتاری با هم ترکیب شوند، میتوان حتی در برابر نمونههای جهانی هم مزیت رقابتی ساخت.